ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
85
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
و نه بود . او در آن نبرد و طى مسافت سخت تشنه شد گويند خاتم خود را از فرط عطش در دهان نهاد و مكيد و گفت : خداوند اين كار بسى سخت و ناگوار است آن را از ديده دشمنان مكتوم بدار . باتباع خود گفت : پدر و مادرم فداى شما باد . بدانيد كه اينها خوارج هستند و عادت دارند در آغاز كارزار يك حمله سخت كنند . شما در قبال حملهء آنان پايدارى كنيد و چون حمله آنها پايان يابد شما خود حمله را آغاز كنيد كه اگر آنها بگريزند ديگر برنخواهند گشت . واقعه همان بود كه او پيش بينى نمود . خوارج بر او حمله كردند و يزيد سخت پايدارى و دليرى كرد . پس از آن يزيد و اتباع او بر آنها حمله كردند و آنها را به عقب راندند . گويند اسد بن يزيد شبيه پدرش بود هيچ چيز نبود كه بين آن دو سيما را تفكيك و جدا كند . از هر حيث شبيه يك ديگر بودند فقط اثر يك ضربت شمشير در يك طرف روى يزيد بود كه موى او را كمى منحرف مىكرد و با همان اثر از فرزندش ممتاز مىشد اسد آرزو داشت كه مانند پدرش آن علامت را داشته باشد در آن جنگ پهلوانى بر او حمله كرد و او كلاهخود خود را از سر برداشت كه ضربت بر يك طرف صورت او نازل شود چنين هم شد و بجاى ضربت روى پدر يك اثر مانند آن يافت . گفته شد : اگر آن ضربت درست بجاى ضربت پدر واقع مىشد هيچ تفاوتى ما بين پدر و پسر در اندام و منظر نمىماند . يزيد هم وليد را دنبال كرد و به او رسيد و سرش را بريد . بعضى از شعراء در آن واقعه گفتند : وائل بعضهم يقتل بعضا * لا يفل الحديد الا الحديد يعنى : قبايل وائل يك ديگر را مىكشتند . آهن را فقط با آهن مىتوان بريد چون وليد كشته شد خواهرش ليلى بنت طريف بميدان رفت . زره بر تن داشت و كسى نمىدانست كه او زن است . او حمله مىكرد و مردم را مىراند . پس از آن شناخته شد . يزيد گفت : بگذاريد به حال خود باشد سپس خود يزيد بمبارزه